#78
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:07
ای کاش من هم دل خوشی داشتم. هر شب قبل از ساعت 12 می خوابیدم. در آغوش ِ کسی که دوستش دارم. ای ماش من هم تنها نبودم ! ای کاش از این مانتو های زر زری ؛ تن من هم می رفت ! این روزها خیلی درد میکشم, برای تمام انتخاب های غلطم. برای تمام بی فکری هایم ! پشیمونم. خیلی پشیمونم . به هیچ ... رسیده ام به هـــــــ...
#79
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:07
ای کاش من هم یک جوجو بودم. یک جوجو خوشکل یک جوجو خوش زبون و ناز لعنت به عدد ! لعنت !
#80
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:07
سلام... دیگه دارم دیوونه میشم... نمیدونم چرا ... اینقدر مشکلات زندگی من زیاده ؟ چرا اینقدر زمونه با من سر ناسازگاری داره؟ چرا اینقدر تنها . بی کسم ؟ چرا زیبا و دلنوتاز نیستم؟ چرا نمی تونم حرفم رو به خوبی بزنم... نمیدونم. نمیدونم این تنهایی نتیجه ی چیه ؟ نتیجه گناهان من ؟پدرم ؟ مادرم ؟ پدر بزرگم ؟ ما...
#81
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:07
قهرم. با صاحب این روز که با هزار امید و آرزو از او خواستم, چادر خوش بختی را , به سرم کند. انگار که خوش بختی از من دور است. دور ِ دور ِ دور من تنهایم تنهای تنهای تنها بی کس
#82
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:07
سلام خدا خودت دلیل حال خرابم را میدانی ؟ میدانی تنهایم... خدایا ... به داد دل من هم برس. خدایا درد دلم به 99 رسیده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیگر به مرز جنون می رسم :( :( :(xa0 *___* xa0
#83
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:07
اینکه همش خودت رو با یه دختر شوهر دار مقایسه کنی, نشون میده تو خیلی خنگی. این که تو همش حس زن بودن بهت دست بده. حس خانوم ِ خونه یودن ,در حالی که هیچی نیستی ... به درد هیچی نمی خوری... تو یه موجود بی فایده ای ... خانم خونه و آراشم خونه ی هیچکس نیستم... من یه مصیبتم. یه مصیبت بزرگ. یه مصیبت که تموم آر...
#84
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 16:47
نمیتونم ببخشم مادرم رو ... ای کاش یه غریبه با من این کارو رو کرده بود. ای کاش یه نا محرم . ج.ع.ب . د. ک روxa0 پاره پاره کرد , انگار بخشی از من هم پاره شد و دور ریخته شد. هزاری هم طلا به پام بریزه. هزاری هم که بگه دوسم داره. دلم باهاش صاف نمیشه .... ازش کینه دارم . یه کینه بزرگ و عمیق . یه کینه که تو...
#85
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 16:47
حسرت یک آغوش ... حسرت مرد ... حسرتی زنانه .... حسرت یک سایه ... حسرت یک نام ... xa0حسرت یک لباس سفید ساده . یک عروسی کوچک . ولی یک مرد بزرگ .... یک مرد خیلی خیلی بزرگ .... یک آقا . یک مرد واقعی ... دل من فقط یک مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد خوب میخواهد....
#86
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 16:47
بنام خدا ... نمیدونم از تنهایی چی بگم ... نمیگم خیلی معصومم و اینکه خدا به من ستم میکنه ... درسته که خیلی ها مجردن33-34 ساله ولی منم .... منم آدمم... تنهایی... نه به این معنا که پدرم نیست یا مادرم.... خدا را شکر , هم پدرم هست هم مادرم .... اما ... تنهایی من جنس دیگری است. جنسی از نبودن یک مـــــــــ...